السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

489

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

ما ، در درستى اين روايت ترديد داريم ، زيرا علاوه بر اختلاف آشكارى كه در متون مختلف اين روايت هست و با مراجعه و مقايسه آن‌ها با هم روشن مىشود ، پرسش‌هاى بىپاسخى داريم ؛ چرا پيامبر اكرم ( ص ) در كارى كه به او ربطى نداشت و در تخصص او نبود ، دخالت كرد ، مگر نمىدانست كه مردم به همهء سخنان او اهتمام مىورزند ، بدان ترتيب اثر مىدهند و خود را در عمل به آن ملتزم و متعهّد مىدانند ؟ چرا مردم را دچار خسارت و زيان كرد ؟ چه كسى مسئول خسارتى است كه مشورت دادن وى در پى داشت ؟ مگر خود او به عبد اللّه بن عمرو ابن عاص نفرمود كه هرچه از حضرتش مىشنود ، بنويسد ، زيرا جز سخن حقّ از ميان دو لب او بيرون نمىآيد ؟ علاوه بر اين ، مگر آن حضرت در قلب منطقهء عربستان زندگى نمىكرد ؟ مگر پنجاه و سه سال عمر خويش را در ميان مردم عرب سپرى نكرده بود ؟ آيا مىتوان پذيرفت كه گرده‌پاشى و اهميّت آن را در توليد خرما نمىدانست ؟ مگر نمىدانست درخت خرما بدون تلقيح محصول نمىدهد ؟ چگونه در طول زندگى خويش در اين باره چيزى نشنيده بود ؟ آيا درست است كه مردم نبايد در زندگى دنياى خود از او پيروى كنند ؟ آيا پذيرفتنى است كه حضرت در امور دنيا مطابق رأى خويش و پندار خود حرف مىزد ؟ آيا درست است كه اسلام دين و دنيا را از هم جدا مىكند ؟ و همهء تلاش مكتب امور غير دنيوى است ؟ آيا اين تهمت و افترا نيست ؟ آيا با قرآن و سنّت و مجموعهء تعاليم دينى منافات ندارد ؟ و پرسش‌هاى بىپاسخ و فراوان ديگر .

--> ابن حبّان ، 1 / 201 .